چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
تو این چند وقت خیلی بیشتر از قبل با مردم و این جماعتی که مثلا ملت ما رو تشکیل دادن در ارتباط بودم...بیشتر از گذشته کارم به ادارات و موئسسه ها افتاد...و واقعا به این جمله ایمان اوردم که: چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها ٬که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||