چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند ... چه تلخ است قصه ی عادت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
"اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند. " دکتر شریعتی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
چقدر یهویی اومدم اینجا..نمی دونم چی شد...یا اصلا چی باعث شد..اما میدونم که دلم تنگ بود از بهمن۸۷ که اونورا بودم تا الان حتی نیومده بودم نظرات روبخونم...چهقدر بدم من..چقدر بقیه خوبن میخوام بازم مثل قبلنا مطلب بذارم...شاید متفاوت تر..نمی دونم اما دوباره برگشتم... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||