چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
(هیچ وقت فکرشو نمی کردم...هنوزم باورم نشده٬ اما خوب او هم رفت. این پست |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 8:7 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
چه قدر زیادند نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||