چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
خوش به حال لک لکا که خوابشون "واو" نداره. خوش به حال لک لکا که عشقشون "قاف" نداره. خوش به حال لک لکا که مرگشون "گاف" نداره. خوش به حال لک لکا که لک لک اند.......
امشب تلوزیون خودمون یه فیلم خیلی خیلی خوشگل نشون داد..البته من نصفه نیمه دیدمش. اسم فیلمه سایه خیال بود.از شادروان حسین پناهی که تو فیلم هم بازی کرده بود شعری رو واسه تیتراژ آخرش گذاشته بود که حیفم اومد تو وبلاگم نزارمش. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
مي كند گنجشگكي پرواز گه آرام و گه چابك مي خرامد باد مي كشد فرياد وان صداي زوزه اش از دور مي شود همراه فرياد كلاغي پير مي برد همراه با خود دسته هاي برگها را تند مي كنند آرام رقصي با صداي آشناي باد آن خشكيده اندام درختان آري امروز مي شود چشمان سبز برگها زرد مي رسد پاييز از راه مي شود پاييز, پاييز |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
سلام دوستان. موندگار باشید
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 2:18 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||