تبليغاتX
چهار فصل

چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم

Happy birthday to me..!

امروز ۳۰ تیر و تولدم هستش ٬ ۲۲ سال پیش تو چنین روزی ساعت سه و نیم بعدارظهر به دنیا اومدم . خودم اعتقاد دارم که بهترین روز آدم روز تولدشه و برای من هم روز تولد خیلی مهمه و همیشه سعی کردم روز تولد دوستام یادم بمونه...! نمی دونم چی دیگه بگم...اما خوب امروز خیلی خوشحالم.

موندگار باشید

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط وحید |

 

ما همگی

محکوم به دوست داشتنیم

گاهی دستان به غایت سردمان را

بی فشردنی

به هم می ساییم

محکوم به دوست داشتنیم

و دل هایمان را توان گریزی نیست . . .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط وحید |

سلام دوستای گلم...بالاخره تابستونه ما هم شروع شد! وای که عجب ترمی داشتیما
تا من باشم تویه این ترمای زوج درسای سخت سخت برندارم...به هر حال تموم شد.....
حالش به اینه که تابستون شروع شد!

خوب میبینم که واسه تابستونتون هم کلی برنامه دارید و حالی به حولی.
منم ای.. چندتایی برنامه واسه خودم ریختم..خدا کنه بتونم انجامشون بدم!

راستی بعد از غیبتی طولانی به علت امتحانا و این بهونه ها اومدم که این فصل رو با انرژی بیشتری شروع کنم.

این جمله ی خشگلو فعلا علل حساب داشته باشید تا بعد....

 

"فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کنید٬ خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند."

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 1:44 قبل از ظهر توسط وحید |