چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
گاهي فکر مي کنم که حاضرم در زنداني تاريک ٬دهها متر زير زمين در جايي که هيچ نوري به آن نرسد محبوس شوم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
میدانی: افکارتو معمولي هستند،اما پايبندي تو به آنها،تو را درتمام دنيا منحصربه فردمي سازد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
![]() سلام عزیزان... موندگار باشید |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||