چهار فصل من یه جور حسش نامه است...یعنی هر وقت حسش باشه و مطلب داشته باشم می نویسم
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
![]() ایام شهادت امام حسین(ع) رو به شما دوستای بزرگوارم تسلیت میگم. این چند روز تعطیلی هم باعث شد که بازم برم سفر..این روزا توی دعاهاتون یه جا هم واسه ما بزارید...اگه هم جایی رفتین نذری خوردید به جای منم نوش جون کنید پاینده باشید همواره |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
تنها یکبار می توانست در آغوشش کشید . و می دانست آن گاه چون بهمنی فرو می ریزد و می خواست به آغوشم پناه آورد : نامش برف بود تنش ، برفی قلبش از برف و تپشش صدای چکیدن برف بر بامهای کاهگلی ... و من او را چون شاخه یی که به زیر بهمن شکسته باشد دوست می داشتم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
|
پاینده باشید و خوش |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||
![]() سلام دوستان ...بالاخره امتحانام هم تموم شد....حالا چی کار دارید که چه طوری تموم شد...مهم اینه که تموم شد این ۲۰ روزی هم که بین ترم تعطیلم می خوام دیگه بترکونم...حالی به حولی...آخر این هفته سه روز صعود سراسری فدراسیون کوهنوردیه...این جور که میگن قراره ۶۰۰ نفر از شهرای مختلف بیان که ۱۵۰ تا از این کوهنورد ها هم خانوم هستن...طبق برنامه های از یش تنظیم شده هم من واسه صعود قله دائم برف انتخاب شدم...این فعلا یه چشمه از خوش گذرو نیامه..منتظر بعدی ها هم باشید موندگار باشید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط وحید
|
|
||